روشنک نوعدوست نوه پسری میرزا یحیی نوری معروف به صبح ازل است که به قولی جانشین باب بوده است. پدربزرگ روشنک نوعدوست , یعنی میرزا یحیی نوری پنج زن به همسری گرفته بود. نام این زنان بدرجهان، رقیه، مریم، ملک جهان و فاطمه بود.  حاصل ازدواج  میرزا یحیی نوری و مریم، حاج سید  حسن طبیب معروف به آقا نور بود  که تحصیلات خود را در ترکیه به اتمام رساند و از پزشکان سرشناس آن دوره بود ۱. ایشان به نوبه خود با هفت زن ازدواج نمود که نام  های آنان  فاطمه، سکینه، خانم بزرگ، ربابه، فخریه، خانم جان و صاحب جان بوده است ۲.

حاصل ازدواج آقا نور و خانم جان دختری بود که نام اصلی  وی را نمی دانیم زیرا “روشنک نوعدوست” خود نام و نام خانوادگی خویش را برگزید۳.

روشنک نوعدوست معروف به “خانم مدیر” به سال ۱۲۷۳ در رشت تولد یافت۴. دروس مقدماتی و ادبیات فارسی و فرانسه را نزد پدر فرا گرفت و اندکی بعد در محضر میرزا محمد حسین صدر ادبیات عربی و ریاضی را آموخت. او به زبان روسی نیز تسلط داشت. روشنک نوعدوست در سال۱۲۹۶ یعنی در سن بیست و سه سالگی اقدام به تاسیس دبستان ملی چهار کلاسه “سعادت نسوان” کرد و در سال ۱۳۰۰ دبیرستانی  یازده کلاسه به  این دبستان ضمیمه نمود. او از جمله اعضای مؤسس  جمعیت “سعادت نسوان”  رشت بود و مسؤولیت  اداره  و انتشار مجله ارگان این جمعیت  را که زیر نام “پیک سعادت نسوان” طی شش  شماره از مهر ۱۳۰۶ تا شهریور ۱۳۰۷ دوام آورد، بر عهده داشت.

نوعدوست در کنار همفکران خود در این جمعیت، علاوه بر انتشار نشریه پیک نسوان که محل انعکاس اثار نویسندگان برجسته ای چون سعید نفیسی بود به تاسیس کتابخانه و قرائت خانه عمومی، گروه تأتر و کلاس خیاطی و صنایع دستی برای زنان اقدام کرد.

استاد سعید نفیسی می نویسد: ” زنان آزادی خواه و متجدد رشت که هنوز چادر بر سر داشتند مرا در خانه خود می پذیرفتند و با من  (به گفتگو) می نشستند. خانم روشنک نوعدوست که هنوز فروزان ترین اختر تعلیمات دختران شهر رشت است و خانم سرور مهکامه محصص  که سران شایسته جنبش زنان گیلان هستند از آشنایان آن روزگاران هستند۵.

حاصل ازدواج آقا نور با فاطمه یک پس و یک دختر بود به نام های کوچک هدایت اله و ملوک ۹ ساله بود که پدرشان فوت کرد و روشنک نوعدوست به گونه ای سرپرستی ملوک را به عهده گرفت. ملوک در مدرسه سعادت نسوان که روشنک تأسیس کرده بود تحصیل کرد و همزمان که در دبیرستان تحصیل می کرد، به کلاس های پایین تر آموزش می داد.

پس از پایان دوره دبیرستان در همان مدرسه نسوان به عنوان معلم آغاز به کار کرد. از ازدواج  و جدایی روشنک از همسرش اطلاعات زیادی در دسترس نیست. اما گفته می شود که ازدواج کرده و شوهر ایشان شغل آزاد داشته است. روشن نیست که همسرش فوت کرده و یا از هم جدا شده اند. روشنک بیشتر دوران زندگی خود را مجرد زیسته و فرزندی نداشته است۶ . ملوک، خواهر روشنک که ۱۹ سال از او کوچک تر بوده با پسر دایی خود ازدواج کرده  و با همسرش در تهران زندگی می کرده است. وی پس از چهار سال زندگی مشترک و به دنیا آوردن دو فرزند، همسر خود را در تصادف اتومبیل از دست می دهد۷ . پس از آن ملوک به رشت، نزد روشنک می آید. این دو خواهر یک خانه می خرند و تا آخر عمر روشنک، در دو بخش مجزا در این خانه با هم زندگی می کنند. ملوک خود در مدرسه “سعادت نسوان” به کار تدریس مشغول شد و معاونت مدرسه را نیز به عهده گرفت. دو پسر وی نیز تا کلاس چهارم در این مدرسه تحصیل کردند.

روشنک نوعدوست باور دینی و اعتقادات مذهبی خاصی نداشت و هوادار سوسیالیسم بود. بسیاری از دوستان و همکاران وی در مدرسه نیز گرایش های چپی داشتند.  مدرسه “سعادت نسوان” از کلاس آمادگی تا کلاس یازده را ارائه می کرد. مدرسه تا کلاس چهارم مختلط بود و دانش آموزان پسر را نیز می پذیرفت.  دختران و پسران در کلاس کنار هم درس  می خواندند و زنگ تفریح با هم بازی می کردند. از کلاس پنجم به بعد فقط دانش آموزان دختر به این مدرسه راه داشتند. هنگامی که وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش کنونی) کلاس دوازده را به سیستم آموزشی افزود، این مدرسه  نیز کلاس دوازدهم را اضافه کرد.

PageLines- .jpg

دانش آموزان مدرسه روشنک نوع دوست- رشت

بنای اصلی مدرسه نسوان در حاشیه ی  خیابان “سبزه میدان” بود که در سمت دیگرش باغ “سبزه میدان” قرار داشت. روشنک هر روز هنگام زنگ پایانی صبح برای ناهار و نیز هنگام زنگ پایانی بعد از ظهر، در مقابل مدرسه  و در حاشیه ی باغ سبزه میدان می ایستاد و مراقب بود پسرها مزاحم دختران مدرسه نشوند.  روشنک مخالف حجاب دختران و زنان بود. گرچه خودش به خاطر سلیقه شخصی از موهای خودش خوشش نمی آمد وتقریبا همیشه روسری بر سر داشته است، اما اجازه نمی داد که دانش آموزان در داخل و محوطه مدرسه حجاب به سر داشته باشند. هنگامی که مدرسه تعطیل می شد دانش آموزان در یک صف دونفره که مبصرهای کلاس پیشاپیش آن حرکت می کردند و در طول خیابان سبزه میدان به پیش می رفتند.  “مدرسه نسوان” در یک نبش این خیابان در مقابل “سبزه میدان” قرار داشت و دانش آموزان تا نبش دیگر خیابان در امتداد باغ سبزه میدان به صف می رفتند . روشنک  در مقابل مدرسه می ایستاد و مواظب بود دختران دانش آموز با صف منظم حرکت کرده و در طول صف حجاب بر سر نکنند. فقط وقتی که طول خیابان را طی کرده و به نبش دیگر می رسیدند، آزاد بودند که صف را رها کرده و آن را بشکنند، و در صورت تمایل حجاب داشته باشند.

روشنک نوعدوست با این که مخالف حجاب زنان بود، روی پوشش و رفتار با وقار دختران تاکید داشت. ناخن های دختران را مرتب بازرسی می کرد که بلند نباشند. دامن ها نیز نباید زیاد کوتاه  می بودند. دختران حق نداشتند ماتیک بزنند یا ابروهایشان را بردارند. همه دانش آموزان روپوش داشتند و می باید با روپوش های بدون حجاب در مدرسه حاضر شوند.  معلم هایی که همزمان مشغول آموزش و تدریس بودند روپوش  خاصی داشتند.  روشنک نوعدوست زنی ایران دوست بود، مردم را دوست داشت و صمیمانه به پیشرفت مردم کشورش علاقه مند بود. روشنک نام “سعادت نسوان” را به دقت برگزیده بود و مفهوم “سعادت” برای او بس گسترده تر از موفقیت در درس و تحصیل بود. زنی همه جانبه نگر و بسیار دور از تعصبات عقیدتی بود. تنها موضوع  مهم چرخاندن مدرسه، استخدام معلمان خوب، و تامین حقوق آنان و حفظ کیفیت بالای آموزشی بود.  در مدرسه روشنک، آموزگاران مسلمان، سکولار، و چپی در کنار هم تدریس می کردند. یکی از آموزگاران یک خانم بهایی بود و معلم موسیقی که با نام “مادام” خوانده می شد، ارمنی بود.

در مدرسه سعادت نسوان، تعلیمات دینی نیز تدریس می شد. شهر رشت هم به طور نسبی فضای آزادی داشت که چنین مدرسه ای می توانست در آن رشد کند. مردم نیز به راستی روشنک را دوست می داشتند، حال آن که شاید در شهرهای دیگر تعصب سنتی مردم نسبت به زنان بیشتر می بود. چنین زنی را شاید در آن دوره – حالا که به طور حتم – تکفیر می کردند.  در دهه ۱۳۳۰ دستوری از سوی وزارت فرهنگ وقت به مدرسه ها ابلاغ شد که هیچ دانش آموزی را تا کلاس چهارم یا پنجم دبستان مردود اعلام نکنند و هر دانش آموز صرف نظر از میزان پیشرفت فراگیری اش پس از گذراندن سال تحصیلی به پایه بعدی ارتقا یابد. این دستورالعمل در اساس از سوی  “اصل چهار ترومن”  و تداوم آن در دوران ریاست جمهوری آیزنهاور در آمریکا می آمد و هدف آن افزایش نرخ توسعه کشورها بود. روشنک نوعدوست اعلام کرد که سنجش میزان پیشرفت دانش آموزان در تحصیل یک امر جدی است و نباید با هیچ بهانه ای نادیده گرفته شود و شجاعانه از پی گیری این دستور وزارت فرهنگ وقت سر باز زد.  روشنک نوعدوست در مورد معیارهای آموزشی بسیار سخت گیر بود و کار آموزش را  خیلی جدی می گرفت. اگر چه مدرسه “سعادت نسوان” یک مدرسه ملی بود و دانش آموزان ملزم به پرداخت شهریه خصوصی بودند، اما پرداخت شهریه به تنهایی کافی نبود و پشت کار دانش آموزان نیز در پذیرش آنان به مدرسه شرط بود.  مدرسه او در شهر رشت به عنوان یک مدرسه نمونه با سطح بالای تحصیلی شناخته شده بود. در کنار دانش آموزانی که شهریه می پرداختند، همواره تعدادی دانش  آموز بی بضاعت نیز که دارای استعداد آموزشی بالاتر از متوسط بودند در مدرسه پذیرفته می شدند و از پرداخت شهریه معاف می گردیدند. با افزایش تاکید دولت بر تحصیل کودکان، مدرسه نسوان سعادت از برخی کمک های داخلی برخوردار شد؛ از جمله این که تعدادی از آموزگاران این مدرسه از معلم های رسمی دولت بودند، و این شامل کسانی می شد که توانسته بودند کلاس یازده را به پایان برسانند. ملوک، خواهر روشنک یکی از آموزگارانی بود که کلاس یازدهم را به پایان رسانده و بعدها موفق شد از حقوق و مزایای بازنشستگی برخوردار شود. اما روشنک خود به عنوان مدیر مدرسه هیچگاه کارمند رسمی دولت نشد. روشنک وضع مالی آنچنانی نداشت که مدرسه را با پول خودش بگرداند و مرتب از پدران و مادران دانش آموزان درخواست می کرد تا در تأمین بودجه مدرسه او را یاری کنند.

وی برنامه های جمعی گوناگون برای مشارکت پدران و مادران در امور مدرسه در محل مدرسه ترتیب می داد و همیشه از یاری آنان برای ادامه کار مدرسه برخوردار بود. از جمله آنان صاحب ساختمان مدرسه  فردی بود به نام آقای “میخچی” که فرزندان وی نیز از شاگردان روشنک بودند.

اسکلت ساختمان چوبی بود و گاه پاشنه کفش خانم ها لای چوب های کف ساختمان گیر می کرد. ساختمان قدیمی بود و هر تابستان  نیاز به مرمت و آماده سازی برای زمستان داشت. روشنک همواره با پرداخت اجاره ماهیانه به آقای میخچی مشکل داشت، ولی آقای میخچی با او مدارا می کرد. روشنک همواره در تلاش برای اداره مدرسه بود. تابستان ها که مدرسه تعطیل بود بخشی از وقت وی و خواهرش و حتی بچه های کلاس صرف تهیه هیزم برای سوخت و گرم کردن کلاس های درس در فصل زمستان می شد. این زن خستگی ناپذیر و دیگر اعضای خانواده وی  با کمک یکدیگر هیزم را در تابستان  زیر سرپوش سقف مانندی در حیاط منزل خود انبار می کردند تا زمستان ها در مدرسه به مصرف برسانند. همه آشنایان، دوستان و خویشان روشنک نوعدوست به او احترام خاصی می گذاشتند و در باره مسائل گوناگون حتی مسائل شخصی خود از او نظر می خواستند. یک بار یکی از خویشاوندان روشنک که به تازگی دبیرستان را تمام کرده و کاری گرفته بود همراه خانواده خود از کرمان به رشت آمد تا روشنک او را در انتخاب همسر یاری کند. روشنک به او گفت: ” پاشو! پاشو! برو تهران درست را بخوان”. آن  مرد جوان حرف روشنک را با جان گوش کرد و به تهران رفت و در دانشگاه تهران به ادامه تحصیل پرداخت و این تحصیلات را تا گرفتن درجه دکترا ادامه داد و پس از پایان تحصیل بود که ازدواج کرد. این شخص از دانشگاهیان به نامی شد که سال ها در دانشگاه تهران به تدریس ادبیات فارسی پرداخت. روشنک بسیار جدی بود و بیشتر اوقات خود را صرف مطالعه و کار می کرد. فرصت و وقت کمی داشت و از این رو حتی تمایلی به گردش و تفریح نداشت. نخست مسائل مربوط به مدرسه وقت او را می گرفت و پس از آن مطالعه و دیگر فعالیت های سیاسی و اجتماعی وی را مشغول می داشت. به فعالیت های اجتماعی علاقه داشت و از هر فرصتی برای این گونه فعالیت ها بهره می جست. در دوران  دکتر محمد مصدق که اوراق قرضه ملی برای کمک به دولت به فروش گزارده شد، مدرسه “سعادت نسوان” بیشترین پول قرضه ملی در میان دبیرستان های رشت را برای دکتر مصدق جمع آوری نمود.  بیشتر آموزگاران مدرسه به مسائل سیاسی علاقه مند بودند و در احزاب سیاسی وقت فعالیت داشتند. آموزگاران بچه های مدرسه را تشویق می کردند که اوراق قرضه را در میان خویشان و آشنایان بفروشند و شعری نیز در باره قرضه های ملی ساخته شده بود که دانش آموزان می خواندند.

جشن پایان سال تحصیلی در دبیرستان سعادت رشت

محل مدرسه سعادت نسوان بعدها تغییر کرد. روشنک در سال های آخر زندگی مدرسه را به وزارت فرهنگ واگذار نمود و وزارت فرهنگ نیز نام این مدرسه را به “روشنک” تغییر داد. پس از انقلاب اسلامی متأسفانه نام مدرسه “روشنک” عوض شد و اعتراض های رسمی خویشان روشنک نوعدوست به این تغییر نام و نامه نگاری های آنان با وزارت آموزش و پرورش فایده ای نداشت. روشنک بیماری های گوناگونی داشت و در بهار ۱۳۳۸ برای معالجه به تهران رفت. خواهرش ملوک به اتفاق فرزندانش او را در این سفر همراهی کردند. متأسفانه بیماری درمان نشد و روشنک در بیمارستان در گذشت. مراسم بزرگداشت روشنک نوعدوست در تهران و بدون تشریفات مذهبی انجام شد. یکی از دانش آموختگان دانشگاه تهران در باره روشنک نوعدوست سخنرانی کرد. این دانش آموخته همان مرد جوانی بود که سال ها پیش به رشت رفته بود تا همسری بیابد و روشنک او را تشویق کرده بود که به تحصیلات  دانشگاهی بپردازد. اما در رشت مجلس ترحیم روشنک نوعدوست  در  یک مسجد برگزار شد.  از آنجایی که روشنک در شهر رشت به عنوان یک فرد چپی معروف شده بود، روحانیون شهر می خواستند او و مراسم ترحیم را تحریم کنند. اما فرهنگیان شهر از این تلاش خشمگین شده و به روحانیون  فشار وارد آورده و از آنها خواستند تا برجسته ترین روحانی شهر در مسجد در رثای روشنک صحبت کند.  نکته جالب دیگر که مایه تنش میان فرهنگیان و روحانیون شده بود آن بود که روحانیون نمی پذیرفتند فرهنگیان با کفش وارد مجلس ترحیم شوند و می گفتند در مسجد میز و صندلی نیست و همه باید روی فرش بنشینند.  اما بالاخره درون مسجد صندلی چیدند و یکی از بهترین واعظان شهر در این مراسم سخنرانی کرد. آرامگاه روشنک نوعدوست در ابن بابویه تهران است۹ ۰

روشنک نوعدوست : نخستین زنی که ۸ مارس را در ایران جشن گرفت

در فوریه ۱۹۰۸  زنان کارگر کارخانجات نساجی نیویورک با خواسته ۸ ساعت کار، افزایش دستمزد، ممنوعیت بهره کشی از کودکان و حق برابری به راه پیمایی پرداختند.  در سال ۱۹۱۰  کلارا زتکین در کنگره بین المللی  زنان سوسیالیست  با بزرگداشت آن واقعه به کنگره پیشنهاد داد تا این روز هر ساله به عنوان  روز جهانی ” زن ”  گرامی داشته شود. سال بعد بیش از یک میلیون نفر در آلمان، اتریش، روسیه، نروژ، سویس و آمریکا به تظاهرات پرداختند. از ۱۹۱۴ هشتم مارس ( که آن سال مطابق با روز یکشنبه بود) به عنوان روز رسمی و دائمی بزرگداشت زنان زحمتکش سراسر جهان تثبیت شد. در ۸ مارس ۱۹۱۷ زنان کارگر روس در پتروگراد روسیه به خیابان ها آمدند و با خواسته نان و صلح  و گل سرخ، انقلاب روسیه را آغاز کردند.

کلارا زتکین و رزا لوکزامبورگ ۱۹۱۰

کلارا زتکین و رزا لوکزامبورگ ۱۹۱۰

این روز در سال ۱۹۷۵ در سازمان ملل متحد و در سال ۱۹۷۷ در یونسکو )سازمان  آموزشی، علمی، و فرهنگی  ملل متحد) به عنوان روز جهانی زن به رسمیت شناخته شد.  در ایران ،  بزرگداشت  هشتم مارس نخست در سال ۱۳۰۰ در بندر انزلی رشت  برگزار شد. در اردیبهشت ۱۲۹۹ اعضا “حزب عدالت” که بسیاری از آنها از انقلاب اکتبر و شوروی تاثیر پذیرفته  و به گیلان آمده بودند، دیدگاه های خود را از جمله در مورد زنان ایراد کردند. “کلارا زتکین”، “اگوست بیل” و “الکساندر کونتای” از تئوریسین های این نظریه های مارکسیستی – فمینیستی بودند. حزب عدالت با همکاری انجمن فرهنگ و زنان مبارز و پیشرویی همچون  روشنک نوعدوست، شوکت روستا، جمیله صدیقی و …. اقدام به تاسیس انجمن “پیک سعادت نسوان” نمود و همین انجمن در سال ۱۳۰۰ در بندر انزلی برای نخستین بار مراسم بزرگداشت این روز را برگزار کرد. سال بعد همین انجمن ۸  مارس را در شهر رشت جشن گرفت. در سال ۱۳۰۶ “سازمان بیداری زنان” ۸ مارس را با نمایش “دختر قربانی” اثر “میرزاده عشقی” گرامی داشت. ۱۰

روشنک نوعدوست یکی از مشاهیر زنان مبارز ایرانی است که تأثیر شگرف تلاش های بی وقفه اش بر روند پیشرفت زنان و دختران گیلانی غیر قابل انکار است. . زمانی که روشنک دومین مدرسه دخترانه رشت را تأسیس می کرد، حدود یک دهه از گشایش نخستین مدرسه دخترانه تهران می گذشت.۱۱

این مدرسه در سال ۱۲۸۵ توسط بی بی خانم استرآبادی افتتاح تأسیس شده  بود. در همان ابتدا  فتوایی علیه آن صادر شده با این مضمون که “تأسیس مدارس دختران مخالف شرع اسلام است.”  سید علی شوشتری در تکفیر نامه ای که صادر کرد نوشت ” وای به حال مملکتی که در آن مدرسه دخترانه تأسیس شود“.  بی بی خانم استر آبادی پیش از آن که به طور علنی وارد مبارزه با سنت شود، رساله ای به یاد ماندنی در تقبیح سنت زن ستیزی نگاشته بود.  پیش از بی بی خانم، طوبی رشدیه نیز که در ۱۲۸۲ شمسی قسمت مجزایی از خانه خود را به مدرسه دخترانه “پرورش” اختصاص داده بود، در روز چهارم با فحاشی و تهدید فراشان دولتی مواجه شد۱۲  . خانم طوبی آزموده نیز وضعی بهتر از این نداشت. آذرمیدخت نیک روان مؤسس مدرسه دختران رشت در ۱۲۹۳ با  پرتاب سنگ و کلوخ و شکستن شیشه ها رو به رو بود.  زمانی که روشنک نوعدوست با تأسیس مدرسه سعادت نسوان قرار بود به خواهران مبارز خود در سراسر جهان بپیوندد، سرکوبی زنان همچنان ادامه داشت.

زنان طی سال ها مبارزات خود در یافته بودند که تنها حامی رسیدن به آرمان هایشان شکیبایی است و اکنون “روشنک” کوچک اندام با روسری کوتاه و پالتوی همیشگی اش اراده ای استوار در خود می دید تا تهمت ها و برچسب های بی رحمانه را تاب آورد؛ هر چند که پرتغال فروش سر گذر او را “روسپی” بخواند و به آن “حرامی” چیزی نفروشد! روشنک دبستان سه کلاسه خود را در ۱۲۹۶ شمسی افتتاح کرد. مأمنی که از بامداد تا شب بانوی بیست و یک ساله را در میان اهانت مردم در خود می گرفت. تفکر زن ستیز تحصیل زنان را ناپسند به شمار می آورد و اعطای فرصت های تحصیلی را تنها برای مردان موجه می دانست و این به طور دقیق همان نکته ای بود که زنان مبارز تمامی جهان را بر انگیخته بود. روشنک نوعدوست در این سوی زمین با گام های انقلابی و جهل ستیز در تلاش بود تا با تفکر مبتنی به برتری تحصیل مردان پایان دهد.َ تقلای وی برای احقاق حقوق و ارتقاء زندگی زنان بود. کوشش می کرد تا قواعد کهنه ی جامعه سنتی متعصب در ذهن دختران محصل گیلانی شکسته شود. دخترانی که تعداد زیادی از آنان محصلان بی بضاعتی بودند که با هزینه شخصی روشنک و آموزگاران مدرسه بر صندلی درس می نشستند.  به همین دلایل بود که همواره به شاگردانش یاد آور می شد : ” دختران من، تفاوت شما با پرتغال فروش سر کوچه در دانش شماست. حتی اگر او آدم خوب و زحمتکشی باشد، وقتی نتواند درست فکر کند، وقتی نتواند درست زندگی کند بی فایده است. یک مادر خوب و فداکار اما بی دانش کافی نیست۱۴ . یکی از موفقیت های بزرگ روشنک و زنان هم رزم او تشکیل “انجمن سعادت نسوان” بود. به یقین نمی دانیم که این انجمن در چه سالی بنیاد گذاشته شده است. در این مورد تاریخ های گوناگونی ۱۳۰۰ ،۱۳۰۱، ۱۳۰۲  به دست داده شده.۱۵  به احتمال قوی انجمن  در سال ۱۳۰۰، پس از در هم شکسته شدن جنبش جنگل و بر افتادن جمهوری گیلان و باز پس گرفتن منطقه توسط حکومت مرکزی۱۶، با تلاش روشنک بنیان گرفته است. هدف انجمن سعادت نسوان، آشنا نمودن زنان با مسائل روز و حرکت دادن آن ها به سوی مسائل اجتماعی، مبارزه با فقر فرهنگی و اجتماعی، پرورش استعدادهای نهفته و آموزش و بهداشت بود.

روشنک نوعدوست و تأتر

در سال هایی که ایفای نقش زنان را هنوز مردانی با پوشش زنانه و صدایی نازک بر عهده داشتند و بازیگران زن هنوز بدکاره و فاحشه خوانده می شدند، بانوان گیلانی پا پیش نهادند. این مشتاقان تحول فکری مردم که تا حد زیادی خود را وجدان اجتماعی به شمار می آوردند، تلاش می کردند تا دریچه جدید ارتباط با مخاطب را تجربه کنند و این مهم را با تشکیل جمعیتی زنانه به انجام رساندند. مجمع فرهنگی و هنری پیک نسوان به همت خانم ساری امانی در نیمه دوم سال ۱۳۰۲ خورشیدی تأسیس شد و نخستین نمایشنامه خود را در ۱۵ اسفند ۱۳۰۲ با عنوان “عروسی یا دختر فروشی” در پنج پرده در تماشاخانه اولوش بیک به اجرا گذاشت. ۱۷  متن نمایشنامه به طور دقیق گزارش زندگی زنان آن دوران است.

این جمعیت که پس از مدتی در نتیجه فشارهای موجود دچار انشعاب شده بود، درست در همان مقطعی که نزدیک بود بنای همه آرمان هایشان فرو ریزد در پناه حضور روشنک نوعدوست، بار دیگر جان گرفت.  روشنک این بار برای تشریح کاستی های اجتماعی، تأتر را برگزید تا به گفته خودش برای “مبارزه اجتماعی آماده شود و قدم های سریعی در راه تعالی و نجات و ثبت حقوق مدنی نسوان بردارد“. این تأتر قصد داشت همین مسائل عام را به نمایش بگذارد تا بتواند به گونه ای انقلابی عمل کند. .گروه او علاوه بر اجرای نمایشنامه های زنانه که از دل جامعه بر می خاست به تبعیت از تأترهای  آن زمان در تهران، بخش هایی از آثار مولیر، ویکتور هوگو و راسین را برای بانوان اجرا می کرد. کلیه در آمد این مجمع به مصرف تأمین بودجه مدرسه نسوان می  رسید. اعضای مجمع عبارت بودند از: پریرخ نویدی کسمائی، سرور مختاری، ماهرخ کسمایی،  “مینویی” فرخنده نویدی کسمایی، ایراندخت نویدی کسمایی، خدیجه توکلی، فرانک آبتین، روشنک نوعدوست، فهیمه حقیقی، شوکت روستا،  قیصر سیف، شوکت سیفی شریفی، دولت شهرستانی، زهرا شکوری، و جمیله صدیقی.  پرشماری اهالی کسا در جمعیت سعادت نسوان البته بی دلیل نیست. نزدیک شهر مرکزی جنگلی ها و از پایگاه های فرماندهی کمونیست ها بود. بیشتر اعضای جمعیت، همسر، خواهر و خویشاوند مردان کمونیست بودند که از این روستا جنبش را هدایت می کردند. این زنان خود را کمونیست می دانستند و بسیاری از آنها عضو حزب کمونیست ایران بودند. با همراهی این زنان و چند بانوی ارمنی، پس از تهران رشت دومین شهری بود که تأتر خود را از حوزه صرف  مردانه خارج می کرد. اما تلاش قانون، اجتماع و عرف، همراه با تحقیر و افترا همچنان برای واژگونی این فعالیت ها ادامه داشت. دیری نگذشت که “مجمع فرهنگی و هنری پیک سعادت نسوان” به سبب افکار تند انقلابی برخی از اعضا با “سیاست روز” مخالف تشخیص داده شد۱۹ و برای همیشه تعطیل گردید۲۰. به گفته فریدون نوزاد “اگرچه خانم روشنک نوعدوست توانست مدرسه را حفظ نموده و از چنگال خونین بغض دولتیان نجات دهد، ولی تا سال ۱۳۲۰ به طور کامل تحت نظارت شهربانی بود”

نشریه پیک سعادت نسوان

این نشریه که در سال ۱۳۰۶ خورشیدی در رشت شکل گرفت و تا شهریور ۱۳۰۷ به صورت دو ماه یک بار منتشر می شد، شیوه دیگری از تلاش های روشنک نوعدوست در دفاع از حقوق زنان بود. روشنک  که بیش از پیش به تکاپو افتاده بود تا این بار از طریق قلم وضعیت تعیین شده برای زنان را به چالش بکشد، با چاپ مقالاتی جسورانه سعی کرد تا ذهن جامعه را از نقش های فرعی و درجه دومی زنان دور کند. وی در شماره نخست نشریه خود – ۱۵ مهر ۱۳۰۶ در مورد هدف انتشار “پیک سعادت نسوان” می نویسد:

در این هنگام که پرده های سیاه بختی و هزار گونه عوامل تیره روزی سد بزرگی در مقابل ترقیات نسوان گردیده و در این زمان که اصول اجتماعی تمام ملل خاموش و عقب مانده اصلاح و سر و صورت نوین به خود می گیرد و بالاخره در وقتی که ایران هم از خواب غفلت خود جنبش نموده… با این اوضاع اسفناک و رقت آور حیاتی و معارف نسوان ایران  ما هم به نوبه خویش سکوت را بیش از این جایز ندانسته خامه ناتوان به دست گرفتیم تا در حد امکان عوامل  و وسایل سیه روزی را نشان داده اصلاحات اساسی آن ها را خواستار شویم.”

پیک سعادت نسوان11310

نکته قابل توجه نگاه مشترک این مجله با تمام نشریات دیگری بود که در آن سال ها توسط زنان منتشر می شد. نگاهی به عناوین مقالات نشریاتی مانند “علم نسوان” – نوابه صفوی شهناز آزاد ۱۳۳۸ هجری قمری، “جمعیت نسوان وطنخواه” ملوک اسکندری- تهران  ۱۳۰۲ خورشیدی، “پیک سعادت نسوان” روشنک نوعدوست – رشت ۱۳۰۶ و…. نشانگر این است که مبارزه با کلیشه های سنتی مردان و زنان و احیای هویت زنانه هدف مشترک تمامی آنها بوده است.۲۲

شکوه نگاری روشنک نوعدوست در شماره دوم نشریه در قسمت “مرده باد عادت” نیز از مسائل قابل توجه “پیک سعادت نسوان ” است. او که مانند همیشه با زنجیرهای تنگ و مقید اجتماعی مواجه بوده در مورد مشکلات  چاپ شماره پیش تر نشریه چنین می نویسد: بر اثر “عادت منطقی” در جامعه ما برای زن رفتن در چاپخانه و انجام دادن عمل سهل غلط گیری عیب است. زیرا یاد گرفته اند زن را فقط و فقط مستوره بدانند و پرده نشین بخوانند… وعلت این نواقص بی شمار یک چیز است: ما زن هستیم و بدتر از همه ایرانی… آنان عادت کرده اند که ما را صیغه، بیچاره و سرو دست شکسته و بی دست و پا بنامند. آری، همه این عادت ها مرده باد.

هرچند که اطلاعات و مدارک  به جای مانده از زندگی این ابر زن گیلانی در همین مورد محدود پایان می گیرد. هرچند که تاریخ یک سویه، روزشمار تمامی مبارزات زنان را از صفحات خود حذف کرده است، اما تمام سالخوردگان گیلانی خوب می دانند که روشنک نوعدوست تا آخرین لحظه زندگی اش بی امان برای برانداختن صورتک ها و نقاب های اجتماعی تلاش می کرد. با وجود روشنک و خواهران هم رزمش تاریکی و غیبت زنانه جای خود را به رؤیت حضور داده بود.

***

یادداشت ها:

۱– سید ابراهیم مروجی- پیشگامان فرهنگ گیلان، از آغاز تا ۱۳۵۷، جلد نخست – فرهنگ- ایلیا- ۱۳۸۷

۲– از پژوهش خانم سهیلا وحدتی- معماری رد پای طاهره در تاریخ زنان

۳– همان منبع.

۴– در اینجا سال تولد روشنک نوعدوست ۱۲۷۳ آمده است، ولی تمام منابع دیگر تولد او را ۱۲۷۷ ذکر کرده اند.

۵– خاطرات سیاسی، ادبی، جوانی به روایت سعید نفیسی به کوشش علیرضا اعتصام

۶– از پژوهش خانم سهیلا وحدتی

۷– همان پیشگامان فرهنگ گیلان

۸– از پژوهش خانم سهیلا وحدتی

۹– همان پیشگامان فرهنگ گیلان

۱۰– تارنمای “تغییر برای برابری”

۱۱– اگر “بنات اسلامی” تأسیس ۱۲۹۰ را نخستین و “آرمیدخت” در ۱۲۹۳ را دومین مدرسه بنامیم، “سعادت نسوان” سومین دبستان دخترانه رشت خواهد بود. البته پیش از این، مدرسه دخترانه آمریکایی به مدیریت خانم “شلر” نیز در سال ۱۲۷۴ خورشیدی در این شهر تأسیس شده بود.

۱۲– زن در دوره قجر– بشری دلریش- تهران – حوزه هنری ،  ص۱۳۸

۱۳– سوانح عمر– شمس الدین رشدیه، تهران- نشر تاریخ. ص ۱۴۸

۱۴– از گفته های چند تن از شاگردان روشنک نوعدوست

۱۵– ایراندخت ابراهیمی- “انقلاب اکتبر و ایران” –  ۱۳۴۶، ص۳۱۹

۱۶– خاطراتی از جمعیت فرهنگ و حزب کمونیست ایران- دنیا- دوره دوم- سال دوازدهم، شماره۴، زمستان ۱۳۵۰

۱۷– تاریخ نمایش در ایران– فریدون نوزاد، رشت، نشر گیلکان، ۱۳۶۸– ص۳۶

۱۸– یادبودهایی از انقلاب گیلان  و تاریخچه فرهنگ رشت، حسین جودت، ۱۳۵۱ – ص ۳۶

۱۹– علی کباری، خاطراتی از جمعیت فرهنگ و حزب کمونیست در گیلان، دنیا، دوره دوم- سال دوازدهم، شماره ۴

۲۰– تاریخ نمایش در ایران– فریدون نوزاد- ص ۱۴۷

۲۱– همان منبع- ص ۱۴۷

۲۲– فصل زنان- جلد سوم، فعالیت های روشنک نوعدوست، آزاده بیزارگیتی- ص۵۵–۵۶

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.