نوروز و بهار از دید سعدی

بر آمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال

همایون بادت این روز و همه روز

چوآتش در درخت افکند گلنار

حسد گو دشمنان را دیده بر دوز

بهاری خرم است ای گل کجایی

که بینی بلبلان را ناله و سوز

درخت غنچه بر آورد و بلبلان مستند

جهان جوان شد و یاران به عیش پیوستند

کسان که در رمضان چنگ می شکستندی

نسیم گل بشنیدند و توبه بشکستند

بساط سبزه لگد کوب شد به پای نشاط

زبس که عارف و عامی به رقص برجستند

برخیز که می رود زمستان

بگشای در سرای و بستان

نارنج و بنفشه در طبق نه

منقل بگذار در شبستان

برخیز که باد صبح نوروز

در باغچه می کند گل افشان

بوی گل بامداد نوروز

و آواز خوش هزار دستان

بس جامه فروختست و دستار

بس خانه که سوختست و دکان

برچسبها ←  

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.