از چشم انداز متعارف سیاسی، بسیاری اقدام حکومت اقلیم کردستان عراق در برگزاری همه پرسی برای استقلال را ناپخته و یا دست کم نابجا خوانده اند. شاید تصمیم مسعود بارزانی در انجام این همه پرسی رؤیای دن کیشوت وارانه رهبری به نظر آید که سودای نامی در تاریخ او را از واقعیت های روز دور رانده. آیا اگر بارزانی به توصیه دولت مرکزی بغداد از انجام این رفراندوم خودداری ورزیده بود، فرصت تازه ای برای پایان بخشیدن به مقاومت در برابر ستیز دیرینه با آرمان های آزادیخواهانه کرد فراهم نمی آمد. به قولی،‌ در خاورمیانه هیچ چیز ناممکن نیست.
واقعیت محرز آن است که در کردستان دیگر نمی توان شوق دیرین استقلال و رهایی از تصمیم گیری قدرت های بیگانه را انکار کرد. اما ملاحظات سیاسی-نظامی، سودبری های اقتصادی، و تکیه به توجیه امنیت بین المللی، انگیزه های قدرت های بزرگ جهانی در حفظ شرایط موجود در منطقه شده اند.
ایسایا برلین Isiah Berlin فیلسوف، مورخ و نظریه پرداز معاصر در خطابه ای که در ۱۹۵۳ زیر عنوان «گریز ناپذیری تاریخی» ایراد نمود، باور به نیروهای «غیر فردی» نظیر جغرافیا، شرایط محیطی، و پس زمینه های قومی در تعیین و تعریف سرنوشت انسان ها و جهت گیری های سیاست جهانی مردود خواند. برلین این نظریه آرنولد توینبی Arnold Toynbee و ادوارد گیبون که «ملت» و «تمدن» را قاطع تر و ریشه دار تر از «افرادی» که شکل دهنده آنها هستند می دانند،‌ نفی می کند. وی «سنت» و «تاریخ» را پدیده هایی انتزاعی می بیند که در نهایت نمی توانند بهانه ای برای گریز از مسؤولیت های اخلاقی و شخصی باشند.
تاریخ توهم و خیال پردازی انسان ها در رابطه با نیروهای بزرگ تر خارجی و طبیعی نیست. نقشه های سیاسی و طبیعی بر این روال تنها نقطه آغازند.
در این محدوده حساس تمایز میان تاریخ «تصنعی» و ویژگی های «فردی» یک قوم است که همه پرسی اخیر کردستان مشروعیت می یابد. عراق امروزی پیامد تقسیم بندی ابلهانه سایکس-پیکو به دنبال سقوط حکومت عثمانی است. ترکیبی که به زعمی می بایست «سنی ستان»، «شیعه ستان» و «کردستان» می شد! از کودتای ۱۹۵۸ به دنبال سقوط حکومت پادشاهی در عراق، هر رژیم نظامی دیکتاتوری جایگزین سرکوبگرانه و بیرحمانه تر تلاش کرده است تا ترکیب ناهنجار و نامتجانس جمعیتی ـ قومی آن را حفظ کند. نطفه بندی عراق ـ همچون پاکستان ـ از حیث جغرافیایی در زمره غیرمنطقی ترین کشورهای جهان شمرده می شود.
درست است که حمله نظامی آمریکا به حکومت صدام حسین خاتمه داد؛ اما بسیار پیش تر از آن هنگامی که از مناطق کوهستانی شمالی عراق می گذشتید ـ اثری از تصاویر بزرگ صدام روی در و دیوارها نمی دیدید. در نقشه سیاسی هنوز درون عراق بودیم، اما در واقعیت از عراق خارج می شدیم.
در چنین پس زمینه ای مردم کردستان به دلیل هویت مشترک، و همان ویژگی هایی که برلین آنها را از تصنعات تحمیلی تاریخی جدا می داند،‌ حق دارند مسیر آینده خویش را خود تعیین کنند. همه پرسی موفق هفته گذشته را باید ارج نهاد.
هر شبهه ای در خصوص تصمیم مسعود بارزانی با نتیجه ای که از همه پرسی به دست آمد نا مربوط می نماید. از هر ۱۰ رای دهنده ۹ نفر از استقلال کردستان پشتیبانی کرده اند. هفتاد درصد از واجدان شرایط رای دهی در همه پرسی مشارکت داشتند. تمامی اختلافات سیاسی با جناح دیگر کرد ـ پیروان جلال طالبانی که دو روز بعد ار همه پرسی در سن ۸۳ سالگی چشم از جهان گشود ـ کنار گذاشته شدند. شرکت کنندگان در این همه پرسی هیچ توهمی در باره آن نداشته اند. کردستان قرار نیست یک شبه به طور یک جانبه اعلام استقلال کند. اما بارزانی اخیراً گفته است « ما جزئی از عراق نیستیم… دیگر حاضر به اطاعت نیستیم.»
بغداد که می بایست از سال ها پیش خود را برای چنین روزی آماده می کرد، همان گونه که تصور می رفت پاسخی نابخردانه و خطرناک داده است. حیدر العبادی، نخست وزیر عراق به جای پیشنهاد گفت و شنود با حکومت اقلیم کردستان، به تاکتیک های کهنه تهدید متوسل شده است. وی تاکید کرده است که تمامی عراق را زیر اراده و اختیار بغداد باز می گرداند. ادعای آقای عبادی با توجه به این واقعیت که بغداد برای بیرون راندن داعش محتاج کمک بین المللی ـ و از جمله نیروی پیشمرگ های کرد بوده است ـ تو خالی می نماید. آنچه شرایط را نگران کننده می سازد، پیوستن عبادی به ترکیه و ایران در محاصره اقتصادی و ارتباطاتی اقلیم کردستان ـ از جمله پیش گیری از پروازهای بین المللی به کردستان است. نخست وزیر عراق همچنین تهدید کرده است که در صورت دست اندازی کردها به کرکوک – که اخیرا از سلطه داعش رها شده، وی ملزم به اعزام نیروهای نظامی به کردستان خواهد شد. چنین اقدامی به احتمال زیاد به معنای مداخله شبه نظامیان شیعه تحت هدایت ایران خواهد بود که رهایی موصل با کمک مستقیم انان انجام پذیرفت.بازار اربیل
از دیدگاه اربیل مشکل اصلی نیز همین است. عبادی بدون موافقت و تایید تهران هیچ کاری نمی کند. ایران که همواره مجبور به اعمال فشار علیه اقلیت کرد خود بوده، چندان میانه خوشی با حکومت اقلیم کردستان عراق ندارد. عبادی برای حل مشکل کردها در آستانه دعوت از ایران است. وزیر امور خارجه آمریکا، رکس تیلرسن نیز ساده لوحانه و یا از سر مصلحت جویی هایی که در آغاز به آن ها اشاره کردیم، با نامشروع خواندن همه پرسی و نتایج آن، به بغداد و تهران چراغ سبز نشان داده است.
اما در این بحبوحه هجوم دسته جمعی به کردها، قلدر و قمه زن اصلی رجب طیب اردوغان رییس جمهور ترکیه است که همسان ترامپ استعدادی غریب در تشدید هر بحرانی دارد. اردوغان که در سال ۲۰۱۵ کم و بیش به همت حزب طرفدار کردها در آستانه سقوط قرار گرفته بود، چنان کینه ای به دل گرفته که آن را در رفتار غیر انسانی و غیر دموکراتیک علیه کردهای جنوب شرقی ترکیه و شمال سوریه نمودار ساخته. تهدید وی در به قحطی رساندن کردستان ( که هیچ راهی به دریای آزاد ندارد) و جلوگیری از عبور صادرات نفتی کردستان می تواند تنش فعلی را به یک رویارویی تمام عیار تبدیل سازد.
بن علی یلدریم ـ نخست وزیر ترکیه ـ پیشنهاد کرده است که عراق، ترکیه و ایران برای مقابله با اقدام خودسرانه اقلیم کردستان نشستی داشته باشند. جمعه گذشته نیز ولادیمیر پوتین در دیدار با اردوغان در آنکارا این موضع وی را تایید نمود: «باید کردها را از ارتکاب اشتباهات بیشتر منع کرد». شرکت های نفتی روسیه سرمایه گذاران اصلی در صنایع نفت کردستان هستند و پوتین خواهان حفظ منافع آنان است. اما مهم تر و درازمدت تر از آن تثبیت نفوذ روسیه در عراق و سوریه است که به برکت بی کفایتی آمریکا در منطقه راه را برای مسکو هموار نموده است.
شاید این تصویر کمی پیچیده به نظر آید، اما واقعیت بسیار ساده و صریح است. کردهای شمال عراق از زمان صدام حسین همواره حامیان و متحدان غرب بوده اند. در منطقه ای که لبریز از نفاق و نفرت و تعصب است، کردستان پیوسته ارزش هایی سکولار، دموکراتیک، انسانی و متکی به تساوی زن و مرد رامستقر کرده است.
گذشته از ملاحظات پیچیده فعلی وظیفه اخلاقی و منطقی غرب دفاع از کردستان در برابر نیروهای سیاه ارتجاع است.
***

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.