کتابی تازه در بازنگری به کشتار ارمنیان توسط دولت عثمانی

«تریپ ادوایزر» هتل بارون را در رده چهارم از نوزده مکان دیدنی در شهر حلب سوریه قرار داده است. این یادگار پر ارج از آغاز جنگ داخلی سوریه آسیب های فراوان دیده، اما مسافران شیفته جسوری که خطر حضور در این منطقه را به جان می خرند همین که به سرسرای آرامش بخش آن پا می نهند، هنوز صورت حساب تی. ای. لارنس و میز تحریری که آگاتا کریستی « قتل در قطار شرق» را بر روی آن قلم زده می بینند.

برادران  مظلومیان  – اونیگ و آرمناک، که این هتل را پیش از جنگ جهانی اول بنا نمودند به اقلیت ارمنی حلب تعلق داشتند که پیشینه آن در این شهر سوریه به چند قرن می رسید. اونیگ و آرمناک به «بارون ها» شهرت یافته بودند زیرا هتل آنان در زندگی روزمره حلب همان نقشی را یافته بود که هتل شپرد در قاهره، هتل گراند بریتانی در آتن و پِرا پالاس در استانبول داشتند. دیوارهای چوبی، کاشی کاری های کف و بار پر از مشروب آن بسیاری از اروپایی ها را پیش از جنگ و پس از آن به خود جلب می کرد. در طول جنگ دیدار مسافران و جهانگردان از حلب کاهش یافت. هتل به تدریج به پاتوق و میکده سرآمدان نظامی و غیرنظامی عثمانی از جمله جمال پاشا – فرماندار سوریه، یکی از قدرتمند ترین شخصیت های زمان جنگ و نیز حامی این دو برادر ارمنی تبدیل شد.

برادران مظلومیان به چنین پشتیبانی ای نیاز داشتند. هنگام ورود جمال پاشا به منطقه، دولت عثمانی به قتل عام ارمنیان در بخش های شرقی امپراتوری مشغول بود. صدها هزار تن از ارمنیان همچنین به اردوگاه های کار اجباری در بیابان های سوریه و شرق حلب فرستاده می شدند. شهر حلب پناهگاه عمده آوارگان ارمنی شد. در آغاز، برادران مظلومیان و سایر سرآمدان ارمنی مجاز به یاری رساندن به این پناهندگان شده بودند، اما پس از تشدید نظارت حکومت عثمانی  و تبعید جمعی از رهبران ارمنی، برادران مظلومیان از طریق ارتباطاتی که با سرآمدان محلی برقرار ساخته بودند، همچنان به حمایت مخفیانه از سایر ارمنیان ادامه دادند. 

پناهندگان ارمنی در حلب، ۱۹۲۲
آوارگان ارمنی در حلب سوریه، ۱۹۲۲

در اکتبر ۱۹۱۸ چهار قرن حاکمیت عثمانی بر سوریه به پایان رسید. سپاهیان ترک تحت فرماندهی مصطفی کمال در شرایطی که نیروهای عرب زیر فرماندهی فیصل، سواره نظام میسور (وابسته به ارتش بریتانیا) و واحدهای موتوری استرالیا آنان را دنبال می کردند، از سوریه عقب نشستند. طی همین چند هفته پرآشوب تحولات بود که هتل بارون شاهد آخرین و شاید مهم ترین داد و ستد عثمانی-ارمنی شد. در میان افرادی که از قتل عام ارامنیان به وسیله ترک ها جان به در برده بود، روزنامه نگاری اهل استانبول به نام آرام آندونیان بود. آرام در موج دستگیری های سرآمدان ارمنی در اپریل ۱۹۱۵ به صحاری سوریه فرستاده شده بود. او موفق به گریز شده و به حلب آمده بود که برای ارمنیان امنیت نسبی بیشتری داشت. 

کتاب «فرمان های کشتار» به خوبی روشن می سازد که وزارت داخله عثمانی و در رأس آن طلعت پاشا نقش تعیین کننده در جابجایی ارمنیان، انتصاب مقامات مورد اعتماد در اداره این جابجایی و کشتار داشته است

پناه گیری او در حلب عمدتاً به دلیل کمک های یک مقام دون پایه عثمانی به نام  «نعیم بی» بود که در مرکز اخراج اتباع خارجی شهر کار می کرد. این مرکز که بیش از هر نهادی در سرنوشت ارمنی ها نقش داشت تحت نظارت وزیر داخله دولت عثمانی «طلعت پاشا» قدرتمند ترین مقام حکومت زمان جنگ عثمانی اداره می شد. نعیم از مشتریان همیشگی هتل بارون و شیفته قمار و می بود و احتمالاً به همین دلیل به برخی از ثروتمندان ارمنی پیشنهاد داده بود تا در ازای پول به خویشان آنها در گریز از اردوگاه ها یاری رساند. آندونیان با یاری او از اردوگاه گریخته بود  و پس از آن با او در رهایی بسیاری دیگر کار کرده بود. نعیم ثابت کرده بود که فردی قابل اعتماد است.

همچنان که نشانه های پایان جنگ آشکار می شد، آندونیان امکان درآمد بیشتری را به نعیم پیشنهاد داد. او از نعیم خواست تا اسناد مهم از پرونده های مرکز تبعید را خارج ساخته و پس از ورود قوای انگلیس به حلب آنها را به ارمنیان بفروشد. آندونیان که خود گویی یک مورخ زاده شده بود، همچنین به نعیم پیشنهاد داد تا به نگارش خاطرات خود به عنوان ضمیمه ای در توضیح این اسناد بپردازد. در نوامبر ۱۹۱۸ این دو در هتل بارون دیدار کردند و نعیم آنچه را تهیه کرده بود به آندونیان داد. بسته نعیم شامل یادداشت های خودش و مدارک اصل دولتی از جمله نامه بهاء الدین شاکر – یکی از طراحان قتل عام ارمنیان – و نیز تلگرام ها و نامه های رمز طلعت پاشا از استانبول، فرماندار بدنام حلب مصطفی عبدالخالق و نیز رییس مستقیم نعیم می شد.

تا پایان سال ۱۹۱۸، نیروی دریایی بریتانیا از تنگه داردانل گذشته و حکومت زمان جنگ عثمانی سقوط کرده بود. با اشغال استانبول توسط متفقین و تشکل حکومت تازه عثمانی که مایل به همکاری با نیروهای متفقین بود، زمینه برای پیگرد قانونی طراحان و مجریان نسل کشی ارمنیان مهیا شده بود ( دولت کمال پاشا «آتا تورک» هنوز شکل نگرفته بود). آندونیان در ۱۹۲۰ در لندن «خاطرات نعیم بی» را که در اصل نسخه تدوین شده مدارک و توضیحات او بود انتشار داد. در همان سال «عبدلاحد نوری بی» رییس نعیم در حلب به دادگاه نظامی استانبول کشانده شد که چندین تن از جانیان جنگی را به مرگ محکوم کرده بود. آندونیان مدارک خود را به دادگاه استانبول فرستاده و سال بعد نیز به وکلای پرونده «سوقومون تهلیریان» در دادگاه برلین کمک نمود. سوقومون تهلیریان ارمنی جوانی بود که در عملیاتی انتقامی طلعت پاشا را در خیابان شارلوتنبرگ برلین به ضرب گلوله به قتل رساند.

آندونیان سرانجام در پاریس اقامت گزید و ریاست کتابخانه بوغوس نوبار را به عهده گرفت که اکنون بزرگ ترین مرکز  آثار نوشتاری ارمنی است. 

اگر چه آندونیان مجموعه کامل اسناد و مدارک نسل کشی زمان جنگ  ارمنیان را در این مرکز گرد آورد، اما به نوشته  «تانر آکچام» تاریخ نگار ترک  در کتاب تازه با نام «فرمان های کشتار»، پاسداری از آنچه به «اسناد نعیم – آندونیان» شهرت یافته تأمین نشد. بخشی از مدارکی که به وکلای استانبول و برلین ارسال شده بود هرگز به کتابخانه بازگشت داده نشدند. مجموعه خصوصی آندونیان در کتابخانه نوبار نیز ناپدید شده است. در نتیجه شک و شبهه پیرامون درستی این مدارک و یا حتی موجودیت آنان تقویت شده بود. گرچه چند محقق معتبر نیز کم و بیش منکر این کشتارها بوده اند، اما نه تنها پژوهشگران ارمنی، بلکه تاریخ نگاران دیگری نیز درستی و اصالت مدارک نعیم – آندونیان را تایید کرده اند. از جمله آنان «والتر روسلر» کنسول زمان جنگ آلمان در حلب است. 

کتاب تازه آکچام شواهد تازه ای در اثبات واقعیت این مدارک به دست می دهد. در کتاب چرخش تازه ای از سرنوشت این همکاری ها فاش شده است. «کریکور گوئِرگریان» هنگامی که چهار ساله بوده پدر و مادر و ده خواهر و برادر خود را در کشتار ارمنیان از دست می دهد. او از این کشتار جان به در برده و در بیروت و رم به تحصیلات کاتولیک می پردازد و راهب می شود. اما اشتیاق واقعی او گردآوری و ثبت اسناد نسل کشی ارمنیان بود. هنگام اقامت در قاهره، حوالی ۱۹۵۲ ترک سالخورده ای را ملاقات می کند که از قاضی های دادگاه های نظامی استانبول در ۱۹۱۹ بوده است. این مرد در ۱۹۲۲ از نیروهای طرفدار کمال گریخته و در تبعید خود خواسته در مصر می ماند. سی سال بعد نه تنها جزییات محاکمات را به این راهب ارمنی باز می گوید، بلکه آشکار می سازد که در آن زمان پاتریارک ارمنی از این حق برخوردار شده بود تا از همه اسناد و شواهد دادگاه نظامی نسخه برداری نماید. گوئرگریان با شگفتی در می یابد که این اسناد پس از به قدرت رسیدن ناسیونالیست های کمال ابتدا به فرانسه و سپس به کلیسای ارمنی ها در اورشلیم ارسال شده اند. گوئرگوریان به اورشلیم رفته و تا حد امکان از این بایگانی عکسبرداری می کند. وی همچنین به پاریس سفر کرده و از مدارک نعیم – آندونیان که هنوز دست نخورده بود نیز عکسبرداری می نماید.

پرونده های دادگاه نظامی ترک همچنان بسته مانده اند. بایگانی پاتریارک ارمنیان دیگر باز نیست، و اسناد نعیم نیز ناپدید شده اند. آرشیو عکسبرداری های گوئرگریان – که اخیراً آشکار شده و سال ها زیر حفاظت خانوادگی قرار داشته، منبع ارزشمندی در گزارش یکی از گسترده ترین نسل کشی های تاریخ شمرده می شود. از این مدارک همچنین نسخه برداری دیجیتال شده و همه بر روی وبسایت دانشگاه کلارک که آکچام در آنجا تدریس می نماید جای گرفته اند.

بر خلاف تلاش های گوناگون دولت ترکیه در سرپوش نهادن و انکار اسناد نعیم-آندونیان و پژوهش های آکچام که خود ترک و بی تردید سرآمد ترین محقق در نسل کشی ارمنیان است، و بر خلاف خودداری دولت ترکیه در اعلام رسمی این جنایات به عنوان نسل کشی، اسناد و شواهد بیشتری از آنچه درون دولت عثمانی می گذشته است افشا می شوند. 

کتاب «فرمان های کشتار» به خوبی روشن می سازد که وزارت داخله عثمانی و در رأس آن طلعت پاشا نقش تعیین کننده در جابجایی ارمنیان، انتصاب مقامات مورد اعتماد در اداره این جابجایی و کشتار داشته است. برای مثال بهاء الدین شاکر که در قلب عملیات جنایتکارانه قرار داشت از نزدیکان مورد اعتماد طلعت پاشا بود. 

طلعت پاشا یکی از مقامات عمده «کمیته اتحاد و توسعه» بود که سلطان عبدالحمید را سرنگون و ترکیه را به جنگ وارد نمود. طلعت در مقام وزیر داخله جابجایی و تبعید اقلیت های قومی را شیوه ای می دانست که از قرن چهاردهم برای حکومت عثمانی در تسخیر سرحدات تازه و سرکوب مخالفت ها مؤثر افتاده بود. سیاست های قومی عثمانی حتی شامل استقبال از یهودی هایی که در قرون چهارده و پانزده از اسپانیا اخراج شده بودند و استقرار آنان در نواحی مختلف می شد. تفکر امپراتوری، به ویژه پس از جنگ های طولانی با روسیه تزاری و مهاجرت صدها هزار تن مسلمان به محدوده عثمانی بر اصل جدایی قوم های دوست و وفادار از قوم های دشمن استوار شده بود.

با ظهور ملت- دولت های مسیحی در جنوب شرقی اروپا و افزایش موج پناهندگان مسلمان، امپراتوری عثمانی به اخراج اقلیت هایی که آنها را متخاصم و بالقوه خطرناک می دانست پرداخت. سوء ظن به ارمنیان از همین زمان آغاز شده بود.

اما با همه این تفاصیل کشتار جمعی ۱۹۱۵ اجتناب ناپذیر نبود، گو این که نسل کشی قبلی ارامنه در دوران سلطان عبدالحمید طی سال های ۱۸۹۴ تا ۱۸۹۶ به شکل پیش در آمدی بر کشتار تازه واقع شد. در نسل کشی نخست بین صد تا دویست هزار تن قتل عام شده بودند. 

نسل کشی چگونه پدیدار می شود؟ در مورد نازی ها، به تدریج و گام به گام شکل گرفت. نخست، کشتار در نواحی زیر اشغال در اتحاد شوروی؛ سپس اردوگاه های مرگ در لهستان؛ و پس از آن گسترش سیاست کشتار یهودیان به سراسر اروپا. نسل کشی ارمنیان نیز به صورتی مشابه در دو نقطه مشخص شکل گرفت: استانبول، جایی که سرآمدان ارمنی دستگیر و سپس به قتل رسیدند، و بعد از آن کشتار جمعی در استان های شرقی. نه طلعت پاشا و نه کس دیگری در ابتدا به این فکر نکرده بودند که سیاست نسل کشی را به سوریه امتداد دهند. به همین دلیل ارامنه حلب ماه ها بعد از آن که جمعیت وان به کلی کشته و یا تبعید شدند، کم و بیش یکپارچه باقی مانده بودند. در ۱۹۱۶ با انتصاب فرماندار تازه و مورد اعتماد طلعت پاشا قتل عام حلب نیز آغاز شد. یک سال بعد طلعت به سرشماری ارمنیانی که در سرتاسر امپراتوری عثمانی جان به در برده بودند دستور داد. در حالی که در ۱۹۱۴ حدود ۱/۵ میلیون نفر ارمنی (به غیر از ارمنیان پروتستان) در امپراتوری زندگی می کردند، سه سال بعد این جمعیت به ۳۵۰۰۰۰ تا ۴۰۰۰۰۰ کاهش یافته بود. 

اگرچه تلفات جنایات به طور عمده از سوی ارمنی ها بود، اما طلعت پاشا بدبینی و ستیزه جویی غریبی با همه گروه های قومی دیگر داشت. مسیحیان نستوری، ارتدوکس های ترابوزان، و کردها – که در پاره ای موارد کشتار ارمنیان به آنها واگذار می شد- همه تا حد مرگ به تبعید و آوارگی اجباری رسیدند. 

طلعت پاشا هرگز از این جنایات پشیمان نشد. وی سال ها بعد به سفیر ایالات متحده آمریکا گفت ورود به جنگ اول جهانی و جانبداری از آلمان قماری بزرگ بود که ظاهراً به سود او تمام شد. آلمان ها بر جنایات طلعت پاشا چشم بستند و از قضا بسیاری از مدارک مربوط به کشتار ارامنه از سوی مقامات آلمانی زمان جنگ پدیدار شده اند. 

طلعت پاشا در اکتبر ۱۹۱۸ استعفا داد و یک ماه بعد به برلین گریخت تا سرانجام در مارچ ۱۹۲۱ توسط تهلیریان به هلاکت رسید. در فوریه ۱۹۴۳ بازمانده های جسد او به عنوان نشانه دوستی آلمان و ترکیه از سوی هیتلر به ترکیه بازگردانده شد و در زیر طاق آزادی در استانبول دفن شد. بازمانده های قربانیان او، صدها هزار تن ارمنی در مکان هایی گمنام از آناتولی تا کویرهای سوریه پراکنده اند. 

کوتاه شده از مقاله «مارک مازووِر» در New York Review of Books

برچسبها ←  

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

اشتراک خبرنامه

اگر به خواندن همسایگان علاقه مندید خبرنامه همسایگان را مشترک شوید تا مقالات را به سرعت پس از انتشار دریافت کنید: