بنیامین نتانیاهو را هنگام تماشای خطبه جمعه گذشته دانالد ترامپ در مورد ایران مجسم کنید: سیگار برگی روشن کرده، جرعه جرعه از جام شامپاینش می نوشد، و تبسمی به پهنای چهره بر لب دارد. رییس جمهور آمریکا در حال حمله به ایران به زبان و شرایطی بود که گویی در اورشلیم تدوین شده اند. شاید هم به راستی چنین بود. لحن رییس جمهور اگر نه در نحوه ادای عبارات، به طور سلیس و واضح لحن «بیبی» – بنیامین نتانیاهو – بود. این نسخه ترامپ از سخنرانی ۱۹۸۳ رانالد ریگان در توصیف «انگیزه های مهاجم امپراتوری پلید اتحاد شوروی» بود. نتانیاهو و بسیاری از اسرائیلی ها بی نهایت شادمان خواهند شد اگر جمهوری اسلامی ایران در فاصله شش سال سقوط کند؛ همان گونه که رژیم سوسیالیستی اتحاد شوروی شش سال پس از سخنرانی ریگان فرو پاشید.

اما نتانیاهو تنها رهبری نبود که از سخنرانی ترامپ خطاب به مردم آمریکا خرسند می نمود. رهبری ایران – همراه با تمامی منزجران جهانی آمریکا ـ زیر پوشش بیانیه های خشم آلوده، دلایلی کافی برای خشنودی درونی خویش می یافتند. سخنرانی ترامپ جمهوری اسلامی را به جایگاه دشمن شماره یک آمریکا ـ جایگاهی باب دل انقلابیون جهانی ـ ارتقاء می داد. سخنان ترامپ در بسیاری نقاط جهان که او را خطرناک تر از رژیم ایران می بینند، بلافاصله آنچه ناممکن به نظر می رسید، یعنی همدلی با تهران علیرغم همه اقدامات پلیدی را که انجام می دهد ممکن ساخت. آقای ترامپ واشنگتن را در مسیر برخورد با متحدان و رقبای آمریکا در عرصه جهانی قرار داد. ترامپ در حالی که ایران را متهم به مواردی از نقض قرارداد هسته ای می کرد (که تا اینجا بسیار ناچیز و منتفی شمرده شده اند)، در واقع ایالات متحده را به مثابه دولتی نشان داد که سعی دارد بی هیچ عذر و دلیلی از یک معاهده بین المللی خارج شود.

سخنرانی ترامپ در تصویر تهاجمات فعلی ایران بسیار تیره و در نفی ایران بسیار روشن بود. اما آنچه وی برای آینده تجویز می کرد تیره و تار تر به نظر می آمد. اگر کنگره آمریکا از اقدامی در مورد آنچه وی موارد نقض قرارداد توسط ایران می خواند سر باز زند، اگر اروپا، روسیه و چین تقاضای ترامپ در بازنگری به قراردداد اتمی را رد کنند، و اگر خود ایرانی ها با واکنش های شتاب زده ـ به دلیل تحریم های تازه علیه سپاه پاسداران ـ بهانه ای به دست ترامپ ندهند ( که چندان بعید نیست)، تنها چاره باقیمانده برای او خروج یک جانبه از موافقتنامه و در نتیجه قرار دادن آمریکا ـ نه ایران ـ در برابر جامعه جهانی خواهد بود. این سناریو چندان هم غیر واقعی نمی نماید.

ترامپ هیچ شبهه ای باقی نگذاشت که تا چه میزان از برجام (برنامه جامع اقدام مشترک – Joint Comprehensive Plan of Action) که در سال ۲۰۱۵ به امضا رسید منزجر است. در این که آقای ترامپ متن این توافقنامه را خوانده باشد جای تردید است. ترامپ شاید یکی دو نکته در خصوص سنترفیوژهای پیشرفته و یا شرایط انقضای موافقتنامه برجام بداند و یا به طور واقعی آنچه بنیامین نتانیاهو در باره کاستی ها و نقاط منفی این توافقنامه در گوشش نجوا کرده باور کرده باشد، اما همه این ها در قیاس با انگیزه اصلی وی بی اهمیت اند. توافق هسته ای با ایران ـ چه خوب یا بد ـ توسط باراک اوباما حاصل آمده و ناگزیر طبق معیارهای آقای ترامپ باید توسط شخص ترامپ از بین برود. اشکال آقای ترامپ این است که همه جهان انگیزه او را می دانند. خیلی ها متقاعد شده اند که نفی قرارداد هسته ای ناشی از شخصیت فاقد مسئولیت، خودمحوری شکننده، وعده های انتخاباتی، و در نهایت انزجار حیرت انگیز وی از رییس جمهور آفریقایی تبار پیشین است. گروهی نیز که معتقد به سلطه صهیونیزم بر امور جهانی هستند طبیعتا به نفوذ نتانیاهو بر ترامپ اغراق می ورزند. به هر تقدیر تعداد اندکی سخنرانی آقای ترامپ را در محدوده آنچه محتوای گفته هایش بود ارزیابی کرده و ارج می دهند. این سزای رییس جمهوری است که وجهه او جز غیر قابل پیش بینی بودن، دمدمی بودن، و خودبین بودن نیست.

مشاوران ترامپ تلاش کرده بودند تا وی را متقاعد سازند که در حال حاضر هیچ دلیلی برای به مخاطره انداختن این قرارداد نیست. اما گزارش های گوناگون حاکی از آن است که ایشان به هیچیک از این توصیه ها توجه نکرد. وی تمایلی به توجه به ارقام و آمار واقعی مغایر با وعده های دوران مبارزه انتخاباتی مبتنی بر الغای این قرارداد نداشت. وی در سخنرانی خود نکاتی به ظاهر واقعی و گردآوری شده توسط نهادهای اطلاعاتی گنجانده بود که اگر هم کسی به آنها توجه می کرد، به سهولت چالش پذیر بودند. نه، دولت اوباما در آستانه سقوط رژیم اسلامی تحریم های اقتصادی علیه ایران را لغو نکرده بود. پولی که ترامپ در تحویل به ایران تکرار می کند،‌ در اصل پول مسدود شده خود ایران بوده است. دست آخر این که اگر تهران به راستی آن گونه که ترامپ مدعی است مفاد برجام را نقض کرده بود، آمریکا به جای خودداری از تایید سه ماهه قرار داد، گام هایی جدی تر و سخت تر علیه جمهوری اسلامی برداشته بود.

اما به گفته منابع وابسته به دولت ترامپ، مرز خواسته های ترامپ در جمعه گذشته همین بود. وی نمی خواهد که کنگره هر ۹۰ روز وی را وادار به تایید «معاهده بدی» کند که اوباما امضا کرده. این فراگرد برای او تحقیر آمیز است. تایید سه ماهه قرارداد مثل خط قرمزی بود که انگیزه خشم وی می شد. تا زمانی که ترامپ خشمگین باشد، مشاوران و ژنرال های او نیز از هر آرامشی محروم اند.

به همین دلیل است که وزیر امور خارجه، وزیر دفاع، مشاور امنیت ملی، و رییس دفتر رییس جمهور ـ که همگی معتقد به پایبند ماندن واشنگتن به برجام هستند ـ ملزم به یافتن چاره ای شدند که در عین حمله و تهدید الغای قرار داد توسط دانالد ترامپ، باقی ماندن در توافقنامه را برای واشنگتن میسر سازد. به عبارتی، بدون ترک توافق، آن را به کثافت بکشد. بدون نقض قرارداد، فرایند از هم پاشیدن آن را فراهم آورد.

سخنرانی پرزیدنت ترامپ هم همین بود. وی تهران را عامل پلیدی، مروج ترور، و سرکوبگر مردم ایران خواند. وی این عناصر را در توضیح دلایل نادرست بودن توافقنامه با ایران ذکر کرد. اما از آنجا که مشاوران او لغو قرار داد را در مقطع فعلی مجاز ندانستند، انتقال مساله به کنگره رییس جمهور را راضی ساخته، زیرا یا تحریم های تعلیق شده دوباره توسط کنگره جاری خواهند شد و در نتیجه توافق برجام نقض شده و تنش با تهران تشدید خواهد یافت، یا آنکه کنگره از چنین اقدامی خود داری خواهد کرد که در آن صورت ترامپ تا ابد سناتورهای آمریکا را بزدل و ابله خواهد خواند ـ کاری که به هر حال همین الان هم انجام می دهد.

تصادفی نبود که سخنرانی ایران ترامپ همان روزی ادا شد که وی طی فرمانی یارانه های دولتی را به شرکت های بیمه برای تأمین هزینه های درمانی شهروندان کم بضاعت لغو نمود. بر خلاف آن چه آقای ترامپ در خصوص قرارداد هسته ای تجویز نموده – که باطل شدن کامل این توافقنامه بین المللی را به احتمال وا می گذارد، همه کارشناسان و آگاهان بر این باورند که فرمان اجرایی وی در خصوص برنامه بیمه درمانی مصوبه دوران اوباما، این برنامه را واقعاً مضمحل خواهد ساخت. ترامپ حاضر است به میلیون ها آمریکایی نیازمند خدمات درمانی آسیب برساند و بازار بیمه های درمانی را به مخاطره بیاندازد، صرفا به این دلیل که آنچه از اوباما به یاد مانده از میان برود.

بر همین روال وی حاضر است درست در مقطعی که آمریکا خود را با کره شمالی رو در رو می بیند، تنها برای ارضای خویش در زمینه توافق هسته ای با ایران، آمریکا را منزوی و متحدان آن را خشمگین سازد. آدم هایی که عادت دارند همیشه نیمه پر لیوان را ببینند، خویشتن داری نسبی ترامپ در این برهه را تحسین می کنند. اما آنها که نگاهی به نیمه خالی دارند، نگرانند که شخصیت متغیر و دمدمی وی ممکن است آمریکا را به جنگی غیر ضروری کشانده و جان هزاران آمریکایی را به مخاطره بیاندازد. در این میان تردیدی نیست که بنیامین نتانیاهو نیز میان ارتقاء و تایید موضع گیری های خود توسط رییس جمهوری ایالات متحده آمریکا از یک سو و هراس و واهمه از این که شخصیت لجام گسیخته رییس جمهور، او و اسرائیل را به کجا خواهد کشاند، مردد و مشکوک مانده است.

اشتراک گذاری ←

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.