مظفرالدین شاه قاجار در چهاردهم مرداد ۱۲۸۵ خورشیدی (پنجم اگوست ۱۹۰۶) با صدور فرمانی حکومت مشروطه و تشکیل مجلس نمایندگان مردم را پذیرفت. با مرگ مظفرالدین شاه و به تخت نشینی محمدعلیشاه مخالفت دربار، نیروهای ارتجاع و قدرت های استعماری با مشروطیت آشکار گردید و به دوره «استبداد صغیر» انجامید.
احمد کسروی که «تاریخ مشروطه ایران» وی مستند ترین و پژوهشگرانه ترین گزارش رخدادها و شخصیت های این جنبش است، در بخشی از این اثر به زبان شیرین از دوران خوش کوتاهی می نویسد که سستی اندیشی، دورویی و پراکندگی ازمیان مردم زدوده شده بود.

…در این میان فروردین ۱۲۸۶ فرا رسید و بهار آغازید. این برای ایرانیان نخستین بهار آزادی و خود از خوش ترین زمان ها بود. انبوه مردم، با دل های پر از امید و آرزو، در راه پیشرفت کشور به کوشش برخاسته، و پیر و جوان و توانگر و کم چیز، ملا و عامی، همگی کار می کردند. هوس ها و کینه ها زبون گردیده و آرزوی پیشرفت کشور و توده به همگی آنها چیرگی می داشت.
در تبریز، در این بهار یک کار گرانمایه بزرگی پیش می رفت و آن مشق سپاهیگری و تیراندازی کردن می بود. این کار از زمستان آغازیده بود، ولی پیشرفت آن در بهار رخ داد. از چند ماه باز، با دستور انجمن، روزهای آدینه بازار بسته می شد و مردم در سه مسجد گرد می آمدند و سه تن از سخن گویان، هرکدام در یکی از آن مسجدها به منبر می رفتند و به مردم سخن می گفتند.
اینان سخن از قانون و از برابری و از همدستی و مانند اینها راندندی و نویدها به مردم در باره آینده دادندی، و بیشتر برای گفته های خود گواه از قرآن و حدیث آوردندی. معنی مشروطه و نتیجه های آن را، بدان سان که اروپاییان می شناختند، کم تر می دانستند، و از سیاست و رفتاری که با همسایگان بایستی داشت، کم تر آگاه می بودند.
ولی بارها از ناتوانی کشور سخن به میان آورده و شکست فتحعلی شاه و از دست دادن قفقاز و داستان های مانند آن را یاد کرده، دلها را سهانیدندی۱، مردم را به گرفتن تفنگ و آموختن تیراندازی و سپاهیگری برانگیختندی. این خواست همگی پیشروان می بود. کسان بسیاری از بازاریان و دیگران تفنگ و فشنگ خریدند، و روزهای آدینه در بیرون های شهر گرد می آمدند و تیراندازی می نمودند و یا به اسب دوانی می پرداختند. به این کار از زمستان آغاز کرده بودند، ولی چون بهار آمد، بیشتر به آن کوشیدند، واز گردش ها و خوشی ها بسیار کاسته و به این کار افزودند.
همکماوار که خاندان ما در آن جا می نشست یکی از گردش گاه های تبریز است. نوبهاران که سبزه از زمین روید و درختان انبوه بادام از شکوفه رخت سفید پوشد، فرسخ در فرسخ زمین همه سبز و شاداب، و هوا همه پر از گل و شکوفه گردد. در سال های پیشین، در بهار، روزهای آدینه مردم شهر دسته دسته به اینجا رو آوردندی و در باغ ها پراکنده گردیده و به خوشی و شادی پرداختندی، و از هرسو هیاهو و آواز بلند بودی، و در این میان فراشان درباری در اینجا و آنجا مست گردیده و بد مستی ها کردی و فریاد و آشوب برانگیختندی.
ولی در این بهار، من نیک به یاد می دارم که جز دسته های اندکی در این باغ ها دیده نمی شدند و اینان نیز، اگر به نزدیکشان رفتیمی و گوش دادیمی، بیش از همه سخن از کشور و پیشرفت آن می رانند. دیگر نه فرّاشی پیداست و نه کسی را یارای بدمستی می باشد ولی از آن سوی در بیرون پل آجی که دشت و بیابان است، روزهای آدینه، دسته دسته مردم، سواره و پیاده گرد می آمدند. سوارگان به اسب دوانی و پیادگان به تیراندازی می پرداختند. گذشته از بزرگان، برای بچگان تفنگ های چوبین ساخته بودند که آنان نیز در یک گوشه گرد آمده و تیراندازی می کردند.
این گام نخست بود، و سپس آن را به راه بهتری انداختند، و آن اینکه در هر کویی یک دسته، به آموزگاری یکی از سرکردگان سرباز (سرکردگان فوج ها) به مشق سپاهیگری پرداختند. پیر و جوان، توانگر و کم چیز، به رده ایستاده و به آواز ( یک،دو) پا به زمین می کوفتند. ملایان و سیدان با دستار و رخت های بلند، تفنگ به دوش انداخته، همپای دیگران مشق می کردند.
بدین سان در هر کویی، سربازخانه ای پدید آورده، بسیج موزیک و دیگر افزارها کردند. نیز دسته هایی رخت یکسان دوزانیده، پوشیدند. از بس سهیده بودند، تنها به روزهای آدینه بس نکرده، چنین نهادند که همه روزها به این کار پردازند. هر روز هنگام پسین، بازارها بسته و چیت فروش و قندفروش و مسگر و سمسار و بازرگان و هر چه که می بودند به خانه های خود می شتافتند و رخت دیگر کرده و تفنگ برداشته، آهنگ سربازخانه کوی خود می کردند و در آنجا همراه دیگران به مشق می پرداختند. هر روز، هنگام پسین، از هر کویی آواز کوس و شیپور و غوغای (یک،دو) بر می خاست و روز به روز، به کوه و بزرگی کار می افزود. شهر یکبار دیگر گردیده و گفتگوی همه از تفنگ خریدن و مشق سربازی کردن و آماده جنگ و جانفشانی گردیدن شده بود، و چون از کوچه ها گذشتی، پیاپی این شعر را از زبان بچگان شنیدی:
یا شاسون دولت مشروطه مزهر آن یا شاسون
یا شاسون مشـق ایلین ملت ایـران یا شاسون
این شور، همراه گفتگو از کشور و نگهداری آن، به همه جا رسیده و در بیشتر شهرها، این آرزو در میان می بود. لیکن جز از تبریز (اندکی هم در رشت)، در هیچ یک پیش برده نشد و نتیجه به دست نیآمد. در تهران ابوالسادات کربلایی و مقتصدالعلماء نامانی به آن برخاستند که رخت سپاهی به تن کرده و تفنگ به دوش انداخته، مشق می کردند، و یک دسته هم به آنان پیوستند. چیزی که هست، چون پیشروان هواخواهی نشان ندادند، پس از زمانی دلسرد گردیده به کنار رفتند. شنیدنی است که مجلس به چنین کاری خرسندی نمی داد و دو سیّد۲ آن را مایه اغتشاش می شماردند.
لیکن در تبریز گذشته از آن که انبوه مردم از درون دل آن را می خواستند و به آرزو و امید بسیار به آن رو آورده بودند، پیشروان، پشتیبانی بسیار نشان می دادند. پس از همه این ها (مرکز غیبی) به نگهبانی برخاسته، آن را هوشیارانه راه می برد. افزار جنگ به دست مردم پراکنده دادن، مایه هر گونه بیم تواند بود. برای جلوگیری، سردستگان کاردان و هوشیار می باید که از آشوب و خونریزی جلوگیری و کار را به انجامی رسانند. آن کانون نهانی این شایندگی۳ را از خود نشان می داد.
این کانون به پدید آوردن یک دسته جنگجویانی به نام «مجاهد» می کوشید و راستی را یک سپاهی از میان توده می آراست و برای پیشرفت آن خواست خود بود که این داستان تفنگ خریدن و مشق تیراندازی کردن را به دستیاری سخنگویان و دیگران پیش آورده بود و از پشتیبانی و هواخواهی باز نمی ایستاد.
بدین سان، یک بهار بسیار خوش و تاریخی پیش آمده بود. اگرچه از محمد علی میرزا، پاره ای بدخواهی ها نمودار می شد و در بسیار جاها نا ایمنی پدید آمده و دولت از جلوگیری باز می ایستاد و از آن سوی در همین روزها گفتگو از بازگشتن میرزا علی اصغر خان اتابک که محمد علی میرزا خواسته بود، می رفت و از همه این ها سرگرانی محمدعلی میرزا با مشروطه فهمیده می شد و ناگزیر مایه بیم و اندوه می گردید، با این همه یک روزگار خوش و درخشانی می گذشت.

***
۱ ـ سهانیدن: به هیجان آوردن، متأثر گردانیدن
۲ ـ دو سیّد اشاره به آیت الله سید محمد طباطبایی و آیت الله سید عبدالله بهبهانی، از پشتیبانان مشروطیت است.
۳ – شایندگی: لیاقت

اشتراک گذاری ←

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.